اگر نیما یوشیج متولد نمی شد و شعر نو نمی‌سرود، چه می‌شد؟

اخبار هنرمندان

همه خوب می دانند که نیما یوشیج، پدر شعر نو یا شعر نیمایی است و از زمانی که بنیاد این نوع شعر را پایه ریزی کرده است، مخالفان، مشتاقان، طرفداران و شاعران زیادی را هم در این راه تربیت نموده و همراه کرده است. شاید تصور اینکه با عدم وجود نیما یوشیج، شعر نو هم پدید نمی آمد کمی عجیب باشد؛ اما حقیقت دارد. تاثیر گذاری این شاعر به نام و محبوب، در پدید آوردن بستری برای سراییدن شعر، فارغ از نوع کلاسیک که در فراخور جامعه ما از سال 1300 به بعد است توانسته است روحی تازه در کالبد شعر و شاعری بدمد. ما می توانیم آثار این شاعر بزرگ را به خوبی بررسی کنیم و دقیقا متوجه شویم که با چه انقلاب بزرگی در زمینه شعر رو به رو هستیم (و خواهیم بود).

اگر نیما یوشیج متولد نمی شد و شعر نو نمی‌سرود، چه می‌شد؟

شعر نو

مؤلفه ها و ویژگی های شعر نو در نگاه نیما یوشیج

زبان نمادین یکی از ویژگی‌های مهم شعر نو در ساختار شعری نیما یوشیج است. نیما شکل اصلی شعر خود را بر روی اشعار نمادین هم قافیه، متمرکز کرد و به سیستم شعر چند معنایی تکیه داشت. در نتیجه، اساسا جنبه هنری کار خود را افزایش می داد. شعر های نو نیما شخصا یک ویژگی اساسی برای خود داشتند، که تحت ‌تاثیر محیط زندگی و طبیعت بکر محل اقامت وی قرار گرفته اند. مثلا، اصولا نام گوینده در بیرون از چارچوب عروضی بیان می‌شود و به هنگام اعمال جنبه ‌های دراماتیک به شعر، تازگی می‌بخشد. پس می توانیم اظهار کنیم که قطعا، نیما به طور آگاهانه از ساختار نیمه دراماتیک در شعرهای خود استفاده می کرده ‌است.

شعرهای نو نیما همیشه مانند رودخانه حرکت می کنند، حرکتی که مانع خاموشی و تنبلی او در این زمینه می شوند. تمایل نیما به سمت صحبت مرموز و نمادین یک گرایش طبیعی است که می‌تواند دلیلی برای شکل گیری این گرایش تحت نفوذ سمبل های ادبیات فرانسوی باشد. در حقیقت، نیما یوشیج با تاثیر پذیری از ادبیات فرانسه به خلق شعر نو در ادبیات پارسی پرداخت.

تغییر سمبل ها یا نماد ها در شعر نیمایی

در میان نشانه ‌هایی که به طور گسترده در اشعار نیما به کار می‌رود و نماد خاصی از این شاعر محسوب می‌شود، پرندگان (مرغ)، که در ادبیات سنتی شعر فارسی (و مخصوصا در ادبیات عرفانی) از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند، در شعر های نیما به نام های پرنده غمگین، ققنوس، جغد، بوف، آقای توکا، شباویز، مرغ آمین و غیره به همراه درد، رنج، حساسیت و تنهایی نام برده می شوند. همانطور که خودش می گوید: «من پرنده کوهستانی گروتسک هستم که مردم با اولین سر و صدای من در اطراف من جمع می شوند ، اما وقتی آنها نمی توانند اسرار مرا بشناسند، کم کم از من دور می شوند.»

اما چه چیزی «ققنوس» و دیگر پرندگان در شعر نیما را زیبا می‌سازد؟ میتوان اظهار کرد که آینده شاعران در آن نهفته است. نیما در زمان حیات خود فردی تنها و عاشق بوده است، اما با تغییر ساختار شعرهای فارسی تأثیرات قابل مشاهده ای را در این حوزه رقم زده است. به این شعر ققنوس توجه کنید:

قُقنوس، مرغ خوشخوان، آوازه ی جهان،

آواره مانده از وزش بادهای سرد،

بر شاخ خیزران،

بنشسته است فرد.

بر گرد او به هر سر شاخی پرندگان.

تاثیر سبک خراسانی بر روی شعر نو نیما

نیما با دقت و عمق جالب توجهی در عرصه شعر کهن کاوش نموده است و توانسته است تا دقیقاً «کاستی ها» و «قدرت» آن را شناسایی کرده و این یافته ها را در یک تئوری جدید ادبی به کار ببرد. به عبارت دیگر ، او توانسته است تا از شعرهای باستان حمایتى بسازد؛ وی این مباحث را با دیدگاه های صریح و روشن بیان کرده است که: «قدیمی ها پایه ها و ریشه های ما هستند. اینها گنجینه های بسته ای هستند که برای کمک به ما، مواد اولیه مان را (برای سرودن شعر) تأمین می کنند. با این حال ، این ما هستیم که ساختمان خود را خواهیم ساخت (شکل نهایی شعر نو).»

تاریخ تاثیر سبک خراسانی بر کارهای نیما را ارجاع به شعر سنتی می داند. در دوره‌ هایی او از سبک خراسانی تقلید می‌کند، و این موضوع به وضوح در آثارش مشهود است. نیما معتقد بود که ابزار شعر باید با بیان شاعرانه و توصیف دقیق شی (سوژه) نقش داشته باشد، و شاعران نباید هیچ گونه نگرانی درباره زبان و شعر داشته باشند. به این دلیل که کلمه، جسم و وزن را مشخص نمی‌کند، بلکه چیزی است که مشخص می‌کند کدام کلمات به شعر وارد شوند.

اگر نیما یوشیج متولد نمی شد و شعر نو نمی‌سرود، چه می‌شد؟

شعر فارسی

نیما یوشیج، پیشگام واقعی شعر نو

اولین حرکت اندیش مندانه و هنرمندانه ای که نیما در شعر نو خود به کار گرفته است، دیدن جهان به عنوان پدیده‌ای ایستا، ثابت و راکد است، که به فردیت شاعرانه، تمرکز بر تجربه فردی و تجربه رهایی از رفتارهای کلیشه‌ای از سوی شاعران قدیم می‌پردازد. وی تجربیات عینی و شخصی زندگی خود را از طریق بیان شاعرانه کاملا زیرکانه به گوش مخاطب می رساند. بیان احساسات شاعرانه از طریق هر سوژه به خوبی در شعر فارسی نو نیما یوشیج به خوبی دیده می شود و این به معنای استفاده از تمامی فرصت های واقعی برای انتقال پیام و صحبت وی با کسانی است که شعر او را می خوانند.

جمع بندی نهایی

موضوع بیان شده فقط به عناوین گفته شده ختم نمی شود. با بررسی کلی مباحث ذکر شده و خواندن تک تک آثار نیما یوشیج به سادگی می توانیم متوجه جایگاه رفیع او در شکل دهی به شعر نو و نیمایی شویم. در صورتی که تا به حال به سراغ اشعار این شاعر گرانقدر نرفته اید، یا می خواهید آثار بیشتری از وی بیابید، می توانید کتاب های شعر نو وی را از طریق سایت کتابچین، دریافت کنید.

از طرفی، موضوع بیان شده در این رابطه به این نکته اشاره می کند که در صورت عدم پا گذاشتن وی در دنیای شعر، قطعا خلاء واضحی را در این رابطه حس می شد. شاید فکر به این موضوع که نوشتن شعر نیمایی نیز به سختی شعر کلاسیک است، اما درک آن به مراتب آسان تر از شعر های سنتی است بتواند کمی از اهمیت موضوع را منتقل نماید. پایان رپورتاژ آگهی /

منبع:

http://www.sciencepub.net/newyork/ny080515/005_28519ny080515_22_34.pdf

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *